X
تبلیغات
امور بانوان فرمانداری شهرستان اسدآباد
 
 
                                                 امسال بهار فاطمی ست.
 
فصل بهار و رویش دوباره نوید بخش زندگی و نشاط و طراوت است. نوروز از جمله اوقاتی است که انسان می تواند خود را در آیینه ی آن ببیند و به کارنامه ی یکساله ی خود نمره ای عادلانه و منصفانه دهد.

این رویش سبز یک بار دیگر بر ما می رسد و فرصت ارزیابی و بازنگری را به ما ارزانی می کند. امسال این رویش و دگرگونی طبیعت همزمان شده است با ایام شهادت بانوی بهشتیان و اسوه ی بی بدیل زنان و مردان حضرت فاطمه زهرا(علیهاالسلام). حضرت فاطمه (سلام الله علیها) صرفا الگوی زنان و دختران نیست. او الگوی همه انسانها است. در رفتار و شخصیت آن بانوی فضیلتها و خوبی ها نکاتی آشکار و نهان وجود دارد که عقل را از انسان می رباید و آدمی را از دریای کرامتهای صدیقه کبری(سلام الله علیها) مدهوش می کند.

کوتاه بگویم فاطمه اسوه ای است برای همه ما حتی امامان. براین جمله نورانی امام عصر(عج) نیک بنگرید:" و فی ابنة رسول الله اسوة حسنة" ؛ و دختر رسول خدا برای من الگوی نیکویی است.

در حدیثی از وجود گرانقدر امام عسگری (علیه السلام) می خوانیم:

"نحن حجج الله علی خلقه وجدتنا فاطمة حجة الله علینا ؛ ما اهل بیت حجت خدا بر بندگانیم و جده ما فاطمه حجت خدا بر ماست".

این روایات و دهها روایت دیگر نشان از عظمت و رفعت مقام صدیقه کبری(سلام الله علیها) دارد. پیامبر خدا می‌فرمایند زمانی که صحرای محشر برپا می شود و دادگاه عدل الهی اقامه می گردد از جانب خدای متعال به زهرای اطهر(علیهاالسلام) خطاب می شود که ای فاطمه از من درخواست کن تا به تو عطا نمایم و از درگاه من آرزویی بنما تا تو را راضی کنم. حضرت زهرا(سلام الله علیها) در پاسخ این خطاب الهی عرضه می دارد:

"خدایا آرزوی من تویی بلکه بالاتر از آرزوی من هستی. از تو درخواست می کنم که دوستداران من و دوستداران فرزندان مرا با آتش نسوزانی. در این هنگام پروردگار عالم به عزت و مقام خود سوگند می‌خورد که هرگز دوستان تو و دوستداران عترت تو را به آتش دوزخ نخواهم سوزاند."(بحارالانوار، ج 27 ص140)

برخی تصور می کنند عظمت مقام صدیقه کبری(علیهاالسلام) صرفا به عبادتهای طولانی و یا خوب شوهرداری کردن او برمی گردد. اما فاطمه زهرا (سلام الله علیها) جایگاهی والاتر از آن دارد. منزلتی همچون حقیقت شب قدر. امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:

هر کس فاطمه(سلام الله علیها) را بشناسد مانند کسی است که حقیقت شب قدر را درک کرده باشد (بحارالانوار، ج 23، ص67)
امام پنجم حضرت باقرالعلوم(علیه السلام) او را ولی همه آفرینش معرفی می کنند.
می فرمایند:
اطاعت حضرت فاطمه زهرا(علیهاالسلام)، بر همه مخلوقات خداوند از جن و انس و پرنده و درنده، پیامبران و فرشتگان، واجب بوده است.(دلایل الامامه، س 28)
اینها تنها گوشه ای از اقیانوس بی کران پاکی و بزرگی اوست. مدح کننده اصلی حضرت زهرا(سلام الله علیها) خود خداست. او کوثر قرآن است.
تقارن سال نو با شهادت مظلومانه آن حضرت نباید ما را از گرامیداشت نام مطهر او غافل نماید. نباید با برنامه هایی که مقام رفیع او را کم‌رنگ می کند خدشه ای به جایگاه او وارد کنیم. فاطمیه برای ما شیعیان و فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها) تا ابد فاطمیه خواهد ماند و تقارن آن با هیچ مناسبتی ما را از التیام بخشیدن به قلب داغدار فرزندش امام عصر(ارواحنا فداه) باز نخواهد داشت.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 9:53  توسط اموربانوان فرمانداری | 

گنجشک با خدا قهر بود

gonjeshk-2

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد… و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.

فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست. گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟
و سنگینی بغضی راه کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی. گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت … های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 9:37  توسط اموربانوان فرمانداری | 

عید نوروز و آداب آن

عید» روزی است که در آن سود و منفعتی به دست بیاید و در شرع مقدس اسلام، روزهای غدیر، قربان و فطر عید نامیده می‌شوند که در عید اضحی، قربانی و در عید فطر، زکات فطره مطرح است و درغدیر، حضرت علی (ع) به امامت منصوب شدند. همچنین می‌توان گفت؛ عید آن روزی است که در آن نماز ویژه‌ای برگزار کنند یا روزی است که مجمعی در آن فراهم آید و یا آنکه عید روزی است که خلق از ماتم به شادمانی «عود» کنند یا روزی است که تفاوتی میان درویش و توانگر نباشد یا آنکه «عید» روز شریف و ارجمندی می‌تواند باشد.

s_200_150_16777215_00_images_noroz_1_moghalleb.jpg

عید نوروز و آداب آن


مفاتیح‌الجنان شیخ قمی، روایتی از معلی بن خنیس را درباره نوروز ذکر کرده است که اعمال این روز و دعای مربوط به آن را همراه دارد. در بحارالانوار مجلسی روایات معلی بن خنیس را به تفصیل آورده است. در آن روایات به فضیلت و برتری این روز نسبت به سایر ایام بسیار پرداخته است و یکی از روایات مفصل معلی بن خنیس، نوروز را این گونه تجلیل کرده است: نوروز روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفت، روزی است که جبرئیل بر نبی (ع) نازل شد، روزی است که رسول اکرم (ص) علی (ع) را بر دوش کشید تا بت‌های قریش را از بالای کعبه رمی کند، روزی است که نبی (ع) به وادی جن رفت و از ایشان بیعت گرفت، روزی است که برای علی (ع) ازمردم بیعت گرفت (غدیرخم)، روزی است که قائم آل محمد (عج) ظهور خواهد کرد و روزی است که امام عصر (عج) بر دجال پیروز خواهد شد.


و اما روایت خنیس به نقل از امام صادق (ع) در مفاتیح الجنان اینچنین است: فرمود: «چون نوروز شود، غسل کن و پاکیزه‌ترین جامه‌های خود را بپوش و به بهترین بوی‌های خوش خود را معطر گردان. پس چون از نمازهای پیشین و پسین و نافله‌های آن فارغ شدی، چهار رکعت نماز بگذار یعنی هردو رکعت به یک سلام و در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه سوره قدر (اناانزلناه) و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل یا ایهاالکافرون و در رکعت سوم بعد از حمد، ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شکر برو و این دعا را بخوان :اللهم صل علی ... و بسیار بگو یا ذالجلال والاکرام.»

همان‌طور که مشاهده می‌شود، این روز نیز چون اعیاد اسلامی با غسل کردن، پوشیدن جامه نو و معطر گردیدن به بوی‌های خوش و روزه داشتن آغاز می شود، ضمن آنکه نمازی مشابه نمازهای سایر اعیاد اسلامی دارد.

یکی از سنّت های نیکو که در گذشته و امروز، در اقوام مختلف ایرانی مرسوم بوده و هست، حضور قرآن کریم در آیین های نوروزی است و اینک چند نمونه از این دست:

1 . قرآنِ سفره هفت سین: یکی از جلوه های زیبای حضور قرآن در ایین های نوروزی، گذاشتن قرآن، روی سفره هفت سین است. در این رسم که می توان گفت: کم ترین گونه ارتباط با قرآن در این ایام است، قرآن را روی سفره هفت سینِ ویژه تحویل سال نو قرار می دهند. البته لازم به گفتن است که روی سفره هفت سین، فقط چیزهایی مانند سیب، سمنو، سنجد و... را که حرف سین در ابتدای آن است، نمی گذراند؛ بلکه از چیزهای دیگری که از آن، امید رحمت و برکت دارند نیز استفاده می کنند. در «فرهنگ عامیانه» هدایت آمده است: «چیزهایی که در سفره هفت سین می گذارند، از این قرار است: قرآن، نان، آب و...».

2 . قرائت قرآن در هنگام تحویل سال: عدّه ای از متدینان، در دقایق پایانی سال و پیش از آغاز سال جدید، قرآن کریم را در دست می گیرند و در کنار سفره هفت سین، ایاتی از قرآن را تلاوت می کنند. از این طریق، پایان سال و هنگام تحویل سال و دقایق نخستین سال جدید را با قرآن و در کنار قرآن هستند و سال نو را با قرائت قرآن آغاز می کنند و از این راه، برای زندگی خود، برکت و معنویت را فراهم می آورند.

3 . ورود به منزل با قرآن: رسمی است که در آغازین لحظه های ورود به سال جدید خورشیدی، انجام می شود. در این رسم و اعتقاد دیرین که در برخی از مناطق ایران رایج است ، ورود نخستین فرد به فضای خانه، در اوّلین روز سال و پس از تحویل سال را بسیار با اهمّیت می دانند و آن را مدار برکت و خوش آمد در طول سال می دانند. در این رسم، از فردی از اعضای خانواده یا شخص دیگری که خوش قدم، پاک و درستکار است، خواسته می شود تا نخستین واردشونده به فضای خانه باشد. پس از انتخاب و قرار قبلی، این فرد، با یک جلد قرآن، برای رحمت و برکت، سبزه، به نشانه بهار و سرسبزی و طراوت، آب، به نیت روشنایی و پاکی و اینه، برای راست نمایی و زلالی، در حالی که با پای راست وارد خانه می شود، جمله بسم الله الرّحمن الرّحیم را بر زبان می آورد و مقداری آب بر جای پای خود یا چهارگوشه اتاق یا حیات می ریزد.

4 . پول عیدی لای قرآن: در روز عید، جنب و جوش و شادی بچّه ها، از بقیه بیشتر است و یکی از دلایل آن هم عیدی گرفتن از بزرگ ترهاست. در ایام عید نوروز، بزرگ ترهای فامیل، به کوچک ترها عیدی می دهند. این عیدی که معمولاً اسکناس های نو است، شور و شادی بیشتری را برای آنها ایجاد می کند.

بعضی از بزرگ ترهای متدین، این پول ها را لای قرآن خود می گذارند و هنگام عیدی دادن، قرآن را گشوده و پول را از لای قرآن بیرون می آورند و به بچّه ها می دهند. این کار برای آموزش ایجاد ارتباط بهتر و بیشتر با قرآن کریم است و از این راه برای پول های عیدی، تبرّکجویی می کنند.

نماز عید نوروز


نماز عید نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره‌های قدر، کافرون، توحید، فلق و ناس و بسیار شبیه به نمازی است که ضمن آداب و اعمال روز جمعه و همین طور اعمال روز عید غدیر خم وارد شده است.
از آنجا که قرائت سوره قدر در نماز عید نوروز توصیه شده است می توان دریافت که عید نوروز نیز چون دیگر اعیاد اسلامی با نزول برکات و آیات الهی همراه بوده است. تأکید بر قرائت سوره‌های کافرون، توحید، معوذتین نیز می‌تواند اشاره به درخواست دفع انواع شرور و بدی‌ها داشته باشد.

دعای عید نوروز


دعای مخصوص عید نوروز با درود و صلوات بر رسول اکرم ( ص) وآل او و اوصیا و همه انبیا و رسولان آغاز می‌شود. آن‌گاه با فرستادن درود بر ارواح و اجساد ایشان ادامه می یابد.

در این دعا آمده است: (هذا الذی فضله و کرمته و شرفته و عظمته خطره) این فراز با اندکی جابجایی در کلمات در دعای مخصوص ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن نیز آمده است.

فراز پایانی دعای مخصوص عید نوروز: ( اللهم ... ما فقدت من شی فلا تفقدنی عونک علیه حتی لا اتکلف مالا احتاج الیه یا ذالجلال و الاکرام ) از آن جهت که در آن سخن از گم شدن و گمشده ها به میان می آید بیش از اندازه قابل توجه است زیرا؛ عید نوروز همان روزی است که حضرت سلیمان (ع) انگشتری خویش را پس از مدتی پیدا کرده است.

http://shabnamha.ir/index.php/

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 8:3  توسط اموربانوان فرمانداری | 

mar_2

در این مطلب به ۱۰ موقعیت و دلیلی پرداخته شده است که اگر در فرآیند ازدواج با آن مواجه شدید، باید حساسیت بیشتری به خرج دهید و بی‌گدار به آب نزنید چرا که این دلایل، دلایل محکم و منطقی برای ازدواج نیستند.

انتخاب همسر امری حساس و نیازمند دقت است. دلایل و موقعیت هایی هم که برای ازدواج در نظر می گیرید باید با دقت و حساسیت انتخاب شود و به هر دلیل یا در هر موقعیتی نباید اقدام به ازدواج کنید. در این مطلب به ۱۰ موقعیت و دلیلی پرداخته شده است که اگر در فرآیند ازدواج با آن مواجه شدید باید حساسیت بیشتری به خرج دهید و بی گدار به آب نزنید چرا که این دلایل، دلایل محکم و منطقی برای ازدواج نیستند.

مبهوت زیبایی خیره کننده نشوید

پایگاه تنظیم خانواده نوشت: شما دختر زیبایی هستید و انتظار دارید همسری که انتخاب می کنید به اندازه خودتان زیبا باشد و یا شما پسر خوش تیپی هستید و دوست دارید همسری داشته باشید که از این لحاظ هم سطح خودتان باشد؛ همین جا بایستید: شما به شدت در معرض خطر انتخاب نادرست قرار دارید!

شکی نیست که همه ما زیبایی را دوست داریم و به سمت آن جذب می شویم، اما وقتی نقش زیبایی در انتخاب ما بیش از حد معقول باشد، دردسرهای مان هم شروع می شود. بهتر است قبل از این که کسی را برای ازدواج انتخاب کنید، اولویت هایتان را مشخص کنید: با این که زیبایی برایتان اهمیت زیادی دارد، اما چه چیزهایی وجود دارد که برای تان از زیبایی اهمیت بیشتری دارد؟ چه معیارهایی را حاضر هستید فدای زیبایی کنید و از چه معیارهایی به هیچ وجه حاضر نیستید بگذرید؟ آیا اگر این فرد این همه زیبا نبود، بازهم او را انسان خوبی می دانستید؟ پس در این زمینه بیشتر دقت کنید.

مجذوب پرستیژ و موقعیت اجتماعی ویژه نشوید

می گویند لازم نیست یک خانم نصف عمر را درس بخواند و زحمت بکشد تا بشود خانم دکتر، همین که همسر یک دکتر شود، همه او را «خانم دکتر» صدا می زنند! موقعیت اجتماعی یکی از مواردی است که احتمال خطای ما در انتخاب همسر را به شدت بالا می برد. عناوین و موقعیت های چشمگیر به راحتی می توانند دیگر خصوصیات فرد را تحت تاثیر قرار دهند و به عبارتی چشم ما را به روی خیلی از موارد ببندند. در این صورت ما با موقعیت طرف مقابل ازدواج می کنیم، اما با «خود» او زیر یک سقف می رویم.

اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید، فرد را بدون شغل و موقعیت خاصش تصور کنید: آیا اگر چنین موقعیتی نداشت بازهم برایتان انسان قابل قبولی بود؟ غیر از این موقعیت خاص، چه ویژگی های دیگری دارد که شما را به خود جذب می کند؟

شیفتگی و عشق بی اندازه شما را به دردسر می اندازد

مسلما عشق یکی از لازمه های ازدواج است، اما قطعا برای ازدواج کافی نیست. اگر فقط از روی عشق ازدواج می کنید، منتظر باشید که روزی فقط به خاطر نفرت از هم جدا شوید!

یکی از خطرناک ترین شرایط انتخاب همسر زمانی برای شما پیش می آید که خیلی زود «عاشق» می شوید. در این حالت شما آن قدر تحت تاثیر هیجانات و احساسات هستید که نمی توانید درست ببینید و درست تصمیم بگیرید. قبول این مسئله برای کسانی که در اوج عشق هستند بسیار سخت است. مغز در حالت هیجان زدگی نمی تواند به طور طبیعی فعالیت کند. بنابراین ما به جز خوبی طرف مقابل چیزی نمی بینیم. اگر نخواهیم از اصطلاح «عشق کور» در این مورد استفاده کنیم، می توانیم بگوییم مغز عاشق، همه چیز را از پشت عینک عشق می بیند و از پشت این عینک همه چیز بهتر از آنچه که هست دیده می شود. پس اگر عاشق هستید، بهتر است مدتی صبر کنید و از رابطه فاصله بگیرید تا این تب در شما فروکش کند و بتوانید با دخالت بیشتر عقل، درباره زندگی آینده تان تصمیم گیری کنید.

احساس تنهایی شدید، دلیل کافی برای ازدواج نیست

تنهایی های دوران مجردی گاهی برایمان تحمل ناپذیر می شود. وقتی دوستان متاهل دور هم جمع می شوند اما ما به دلیل مجرد بودن نمی توانیم در جمع شان باشیم، یا وقتی با جمعی از بچه های فامیل به مسافرت می رویم و همه با همسرشان هستند به جز ما و…، ته دلمان به این فکر می کنیم که چرا من باید این قدر تنها باشم؟ و درست همین جاست که زنگ خطر به صدا درمی آید.

عجله نکنید

«برای من دیگر دارد خیلی دیر می شود»، آیا چنین ندایی را از درونتان می شنوید؟

شما آخرین فرزند خانه هستید که مجرد مانده، تنها پسر مجرد فامیل در طیف سنی خودتان هستید، همه دوستانتان ازدواج کرده اند. چشم مادربزرگ و پدربزرگتان به شماست که نوه شان را ببینند. شما خواهر بزرگ تر هستید و ازدواج خواهر کوچکترتان در گروی ازدواج شماست و آخرین آرزوی مادر و پدرتان برای خوشبختی شما این است که شما را در لباس دامادی یا عروسی ببینند. یا اصلا سن شما بالا رفته است و احساس می کنید برای ازدواج دیر شده است. هیچ کدام از این موارد مشکل خاصی به شمار نمی رود؛ به شرطی که شما را وادار به انتخاب عجولانه و نسنجیده نکند.در هر انتخابی، وقتی ما در شرایط اضطرار و عجله قرار می گیریم، امکان اشتباه کردن چندین برابر می شود و زمانی که این انتخاب به بزرگی انتخاب شریک زندگی باشد، حساسیت آن هم چندین برابر می شود. پس ارزشش را دارد که با این فکر مبارزه کنید.

به سن ازدواج برسید

اگر فکر می کنید هنوز به سن مناسب ازدواج نرسیده اید، هرگز تن به ازدواج ندهید.

این را که دقیقا چه سنی برای ازدواج مناسب است نمی شود تعیین کرد، این مسئله در فرهنگ ها و برای افراد مختلف تفاوت زیادی دارد. اما اکثر روان شناسان امروزی معتقدند به طور کلی ازدواج سالم به بلوغ های چندگانه نیاز دارد که بسیاری از آن در سنین خیلی پایین حاصل نمی شود. بسیاری از افراد در سنین آغاز جوانی هنوز نمی دانند که از زندگی چه می خواهند و در سال های بعد اولویت های شان تغییرات زیادی می کند. ضمن اینکه در این سنین معمولا احساسات ما بر عقل چیره است.

درصورتی که سن زیادی ندارید اما در موقعیت ازدواج قرار گرفته اید، مشخص کردن برنامه و خواسته های آینده زندگیتان می تواند کمکتان کند: آیا این ازدواج چیزی است که شما را مطابق اهدافتان پیش ببرد؟ آیا اصلا به جایی رسیده اید که بتوانید هدفی کلی برای خود برگزینید و تصویری از آینده تان ترسیم کنید؟

تا جایی که می توانید طرف مقابل را بیشتر بشناسید

وقتی با یک نفر ازدواج می کنیم، درواقع با کل وجود او ،با همه ابعاد زندگی اش، خانواده اش، گذشته اش، آینده اش، افکار و اخلاقش ازدواج کرده ایم؛ احتمال شکست در ازدواجی که براساس شناخت کافی انجام نگیرد بسیار بالاست. ما زمانی می توانیم به شناخت کامل تر برسیم که با همه ابعاد وجودی فرد در شرایط و موقعیت های مختلف رو به رو شده باشیم.

اول درمان روح، بعد ازدواج

بحران روحی به هر علتی ممکن است ایجاد شود؛ ممکن است به تازگی عزیزی را از دست داده باشید، از کار اخراج شده باشید، بیمار باشید، پدر و مادرتان از هم جدا شده باشند یا هر مسئله دیگری که باعث ناراحتی شما شده باشد. در حالت بحران، ذهن ما فعالیت طبیعی ندارد و امکان اشتباه در این وضعیت بالاست. ممکن است کسی که الان به نظرمان همسر مناسبی می آید، بعد از عبور از بحران، دیگر چندان مناسب به نظر نرسد و خودمان هم ندانیم چه شد که حاضر شدیم با چنین فردی ازدواج کنیم. این نوع ازدواج ها دقیقا مصداق «از چاله به چاه افتادن» است.

جوگیر نشوید

با کسی آشنا شده اید که انگار دقیقا همان کسی است که همیشه در رویاهای تان به دنبالش بودید. احساس بسیار خوبی نسبت به او دارید و وقتی به او فکر می کنید شادی وصف ناپذیری را در خود احساس می کنید. احساس خوبی است! اما دست نگه دارید. چون دقیقا در لبه پرتگاه انتخاب نادرست قرار گرفته اید!

هیجانات مثبت، درست مثل هیجانات منفی، ما را در معرض انتخاب نادرست قرار می دهد. در بعضی شرایط ما کاملا «جو زده» می شویم و کارهایی می کنیم که شاید در حالت عادی به آن فکر هم نکنیم. وقتی در میهمانی به ما خوش می گذرد، عملکرد مغز ما با حالت عادی تفاوت می کند و در واقع فیلترهایی که ما برای انتخاب شخص مناسب برای خود داریم تا حد زیادی از کار می افتد. اشتباه بزرگی است که بخواهیم به انتخاب ذهنمان در چنین حالتی اعتماد کنیم.

در این وضعیت بهتر است مدتی صبر کنیم تا مغز به حالت عادی برگردد و دوباره درباره این شخص فکر کنیم. در اغلب موارد انتخاب های هیجانی بعد از مدتی از چشم مان می افتند.

چشم و هم چشمی ممنوع!

متاسفانه چشم و هم چشمی نیز چشم ما را به روی بسیاری از واقعیت ها می بندد و امکان درست دیدن را از ما می گیرد. اگر احساس می کنید در شرایطی هستید که میل دارید از طریق ازدواج روی اطرافیانتان را کم کنید، بهتر است دست از هر اقدامی در زمینه ازدواج بردارید.از کجا بفهمیم که تصمیم گیری ما از روی چشم و هم چشمی است؟ از این جا که مدام در حال مقایسه کردن هستید و این خیال شما را رها نمی کند که ازدواج شما با این شخص چطور می تواند حال کسی را که حسادت شما را بر انگیخته است، بگیرد و دل شما را خنک کند!چشم و هم چشمی به طور خاص درباره افرادی دیده می شود که از همسر خود جدا شده اند و همسر آن ها دوباره ازدواج کرده است. در چنین شرایطی میل شدید به جبران کردن و کم نیاوردن، در ما پدید می آید که ضریب خطا در انتخاب را تا حد زیادی بالا می برد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 7:56  توسط اموربانوان فرمانداری | 

عشق یعنی ذکر ناموس خدا

یا علی گفتن به زیر دست و پا

عشق یعنی جلوه صبر خدا

شرم ایوب نبی از مرتضی

عشق باعث شد که دل سامان گرفت

پشت درب خانه زهرا جان گرفت

عشق یعنی صحبت بی واهمه

عشق یعنی انقلاب فاطمه

عشق یعنی قلب چون آیینه ای

جای میخ در به روی سینه ای

عشق یعنی طاعت جان آفرین

رد خون از سینه بر روی زمین

شهادت حضرت ام ابیها، مدافع حریم ولا، آیینه دار ملک

هستی، محبوبه حق، اسوه یکتا پرستی،حضرت فاطمه

 مرضیه سلام الله علیها بر همه حقیقت طلبان تسلیت باد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 7:31  توسط اموربانوان فرمانداری | 

چرا بانوان باید ورزش کردن را جدی بگیرند؟

به گزارش به دخت به نقل از ایسنا ،دکتر شاهین صالحی در پاسخ به این سوال که کاهش فعالیت‌های ورزشی در میان بانوان چه تاثیرات مخربی می‌تواند بر روی سلامت آنان داشته باشد، اظهار کرد: یکی از مهمترین مشکلاتی که عدم تحرک کافی می‌تواند برای بانوان به وجود بیاورد بیماری پوکی استخوان در سنین بالای ۴۵ سال است. بانوان باید برای جلوگیری از این بیماری به انجام ورزش‌هایی مانند پیاده‌روی، والیبال، بسکتبال و … که در آن ها فاکتور تحمل وزن وجود دارد روی بیاورند چرا که برای استحکام استخوان‌ها بسیار مفید است.

این متخصص پزشکی ورزشی افزود: همچنین عدم تحرک کافی می‌تواند افراد را مستعد ابتلا به بیماری‌های قلبی کند چرا که ورزش می‌تواند میزان چربی خون را کاهش داده و از بروز بیماری های قلبی جلوگیری کند. همچنین افزایش وزن یکی دیگر از پیامدهای کم تحرکی است و از آن جا که چاقی عامل بسیاری از بیماری ها، مانند آرتروز، دیابت، افزایش چربی خون و بسیاری بیماری های قلبی و .. است می‌تواند مشکلات زیادی را برای افراد ایجاد کند.

صالحی خطر ابتلا به بیماری دیابت را ازدیگر پیامدهای تحرک کافی درافراد مخصوصا بانوان برشمرد و گفت: انجام فعالیت‌های ورزشی منظم می تواند عامل بسیار تعیین کننده‌ای در کنترل قند خون باشد. ورزش همچنین عامل بسیار مهمی در افزایش قدرت عضلانی محسوب می‌شود و افرادی که ورزش را جزو برنامه‌های خود قرار نمی‌دهند عضلات کوچکتر و ضعیف تری نسبت به افراد ورزشکار دارند.

این متخصص پزشکی ورزشی یکی دیگر از مهمترین تاثیرات منفی ورزش نکردن و کم تحرکی را کاهش تعادل افراد در سنین بالا دانست و تصریح کرد: ورزش نکردن باعث عدم تعادل در سنین بالا می‌شود و این موضوع می‌تواند موجب بروز مشکلاتی مانند شکستگی پاها و لگن بر اثر زمین خوردن شود که خود باعث به وجود آمدن سختی‌های زیادی برای افراد می‌شود.

وی در پایان خاطر نشان کرد: خوشبختانه در سال های اخیر مردم آگاهی بیشتری نسبت به مضرات ورزش نکردن و تاثیر آن بر سلامتی پیدا کرده‌اند و بیشتر به سمت انجام فعالیت‌های ورزشی روی آورده‌اند. اما مسلما با وضعیت ایده آل فاصله زیادی داریم و لازم است امکانات بیشتری برای انجام فعالیت‌های ورزشی مخصوصا برای بانوان تدارک دیده شود چرا که کم تحرکی در بانوان می‌تواند تاثیرات مخربی بر نسل‌های آینده نیز داشته باشد و مسئولان باید این موضوع را جدی بگیرند.

http://behdokht.ir/?p=26835

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1392ساعت 11:29  توسط اموربانوان فرمانداری | 

اطلاعیه

به مناسبت روز گرامیداشت شهدا همایش پیاده روی خانوادگی در روز چهارشنبه مورخ ۲۱/۱۲/۹۲ در شهرستان اسدآباد برگزار می شود. شروع این همایش ساعت ۷:۳۰ صبح از میدان دانشگاه به سمت پارک جنگلی(مزار شهدای گمنام) است. علاقه مندان به شرکت در این همایش جهت دریافت تعرفه های قرعه کشی جوایز می توانند به بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان اسدآباد در ساعات اداری مراجعه نمایند.

2462_daily.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1392ساعت 9:21  توسط اموربانوان فرمانداری | 

هر وقت عصبانی شدی ...

آیت الله احمد مجتهدی تهرانی از علمای به نام و اساتید اخلاق بود که جلسات درس اخلاق ایشان همیشه مملو از حضور طلاب و جوانان علاقه‌مند بود. وی مهم‌ترین مباحث اخلاق را با زبانی ساده و قابل فهم بیان می‌کرد.

این استاد اخلاق در یکی از جلسات درس خود به شاگردان خود توصیه کردند:

«هر وقت غضب کردی، این غضبت را خاموش کنی. بعضی‌ها که عصبانی می‌شوند باید زود این غضبشان را خاموش کنند، نه اینکه برخورد تند بکنند. آقای بروجردی یک سال روزه گرفت چون یک‌بار عصبانی شد.
کظم الغیظ در قرآن هم آیه دارد «ولکاظمین الغیظ والعافین عن الناس والله یحب المحسنین» (سوره مبارکه آل عمران آیه۱۳۴) کظم الغیظ یعنی خشم خود را فرو خورد: غضب کرده، اما عکس‌العمل نشان ندهد.»

هر وقت عصبانی شدید فوراً یک خورده آب به صورتتان بزنید. یک چیزی هم یادتان می‌دهم. هر وقت عصبانی شدید دستتان را به دست یک برادری، عمویی، پدری بدهید اثر عجیبی دارد می‌گویند به یکی از ارحامت دستت را متصل کن تا متصل کردی عصبانیت خاموش می‌شود.»

2249_sunnah.jpg

http://www.islamiclife.ir/cat/sunnah/1392/10/002184.php

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1392ساعت 9:8  توسط اموربانوان فرمانداری | 

علل بي توجهي برخي از افراد به نماز چيست ؟

محیط خانواده و بی توجهی والدین
بی توجه بودن یا کم توجهی پدر و مادر یا مربی خانواده نسبت به فرزندان در محیط خانه و سطحی نگری آنان در ابتدای نوجوانی فرزندان یا احیانا بی مبالا تی اعضای خانواده نسبت به مسائل دینی خصوصا فریضه نماز تاثیر بسزایی در تربیت فرزندان به جای می گذارد. بعنوان مثال فرزند اگر در خانه ای رشد کند که در آن خانه کسی به نماز اهمیت ندهد یا در قبال مسائل دینی خود را مسوول ندانند یا خود اهل نماز باشند ولی فرزند خانواده را تحریص و تشویق به نماز ننمایند قطعا فرزند آن خانواده اهل نماز و عبادت نخواهد شد البته شاید در آینده بر اثر عوامل دیگر به نماز روی آورد که این احتمال ضعیفی است.نوجوانی نوشته بود که چگونه از من انتظار نماز خواندن برود در حالیکه در خانه ما هیچ یک اهل نماز نیستند و دیگری بیان کرد که توقع نماز خواندن از کسی که هیچ یک از اعضای خانواده اش اهل نماز نباشند، توقع بی جایی است. بسیار روشن و مسلم است که چنین فرزندی به زودی به عبادت تن در نخواهد داد. کانون خانواده مهمترین عامل در این زمینه محسوب می شود چون کانونی که جوان در آن رشد یافته کانون بی تفاوتی بوده است و هرگز کسی از طریق محبت و تشویق یا از راه قهر و تهدید او را به امور عبادی وادار نکرده یا از او نخواسته است. چه بسا این جوان نسبت به سایر امور زندگی فردی سر به زیر و تسلیم پذیر و با شخصیتی از دیدگاه خانواده باشد و لیکن اهل نماز و دیانت نیست. این بدان جهت است که والدین در آن امور تاکید داشته اما در امور دینی اصراری به خرج نداده اند و اگر در بعد دینی توجه داشتند قطعا خللی در او مشاهده نمی کردند.

عدم آگاهی و بینش کافی از فریضه نماز
عالم نبودن به محتوای نماز، درک پایین و بسیار اندک نسبت به تاثیر آن، عدم توجه به جایگاه نماز در اسلا م، نداشتن انگیزه و هدف در اقامه و برپایی آن، آشنا نبودن به اسرار و فلسفه نماز ودرخواست امور مادی از خدا و عدم دست یابی به آن یکی از عواملی است که جوانان را از این فرضیه الهی دور نگه داشته است. درگفته ها و نوشته های بسیاری از آنان این نکته جلب توجه می کرد که ما نمی دانیم برای چه باید نماز خواند. اگر نماز را نخوانیم چه می شود. با ترک نماز چه چیزی را از دست خواهیم داد و ظاهرا مشاهده می شود آنان که نماز را برپا می دارند با کسانی که تارک نمازند فرقی نمی کنند. اگرنماز باید در زندگی افراد موثر واقع شود پس چرا این اثر ملموس نیست و چرا این مرزبندی را عملا ما نمی بینیم؟ مگر خدا به دو رکعت نماز ما محتاج است؟ جوان باید قلبش پاک باشد، انسان باید با دوستان و همسایگان و نزدیکان و همنوعان خود رفتار شایسته ای داشته باشد. خدا این ها را از ماخواسته است. نه این که نماز بخوانیم و درعین حال صد ها عمل ناشایست را مرتکب شویم. اصل این است که ما انسان خوبی باشیم حال چه قائم به نماز باشیم یا تارک آن. پس ملا ک انسان خوب بودن، نماز خواندن نیست بلکه دل و قلبی پاک داشتن است.همه این گفته ها حاکی از آن است که شناخت لازم و آگاهی کافی از فضائل نماز و جایگاه آن در اسلام برای کثیری از نوجوانان و جوانان حاصل نشده است.
سستی و تنبلی
بعد از دو عامل مذکور، علت دیگری که در ترک یا بی توجهی به نماز بیان شده است عنصر و عامل تنبلی است. غالبا نوجوانان و جوانان به آسانی تن به فعالیت نمی دهند مگر در اموری که بیشتر جنبه احساسی و هیجانی داشته یا در اموری که با انگیزه و شناخت قبلی همراه باشد. برای فردی که چند سال است به سن تکلیف رسیده قدری مشکل است در هوای سرد زمستان آستین خود را بالا زند و با آب سرد وضو بگیرد یا کفش و پوتین از پایش در آورد و مسح نماید به همین خاطر گاهی از نماز خواندن طفره می رود یا برای او دشوار است که از خواب نوشین صبح گاهی بزند و نمازش را بخواند و...

همنشینی با دوستان ناباب
بدیهی است که نقش بسیار مهم دوستان در شکل دهی شخصیت انسانی خصوصا در سنین نوجوانی و جوانی را نباید نادیده انگاشت. دوستان شایسته و خوب در سوق دادن انسان به سوی سعادت و کمال موثرند و دوستان ناشایست درانحراف آدمی به سمت ناهنجاری های اخلا قی. چه بسا جوانانی که در مسائل دینی علا قمند و به دینداری خود را غبند و لیکن در محیط های مختلف از قبیل محل هایی که در آن زندگی می کنند یا محیط کار و تحصیل که در آن ساعاتی را سپری می سازند با افرادی آشنا شوند که به تدریج او را در دام بی دینی و لا ابالی گری گرفتار می کنند.
فساد اخلا قی

برخی از جوانان در علت دوری از نماز و تعالیم دینی و مذهبی، مفاسد اخلا قی را بسیار موثر می دانند. البته این عامل در خانواده ها و محیط های مختلف دارای شدت و ضعف است و در بروز و ظهور آن می توان عللی را برشمرد که هرکدام از آن عوامل به تنهایی می تواند در ایجاد آن و انحراف شخص کافی باشد.

مزاحم دانستن نماز برای کارهای شخصی

برخی چون در وقت نماز مشغول کار ها و اعمال شخصی خود هستند فرصت این که نماز را در اول وقت آن اقامه کنند ندارند و وقتی که فرصت های اولیه برای اقامه و برپایی نماز از دست برود تدریجا بعد از استراحت چون دوباره مشغول فعالیت می شوند اقامه نماز را مانعی برای انجام کار های خود می دانند. البته خواهیم گفت که این عامل به بهانه شبیه تر است یک علت برای ترک یا بی توجهی به نماز.

تکبر و غرور
عامل دیگری که درترک نماز و سایر فرایض عبادی می تواند موثر باشد غرور جوانی و تکبر و بزرگ منشی برخی از افراد است. صفت غرور از پست ترین اوصاف انسانی است که شاید بتوان گفت منشا تمام گناهان و معاصی می گردد. هرگاه این خصلت در کسی پا بگیرد و استقرار یابد فرد را به مهلکه های بزرگی می کشاند با متصف شدن به این صفت فرد چنین می پندارد که اگر در مقابل خدای خود سجده کند کوچک می گردد بنابراین برای اینکه بزرگی و غرورش محفوظ بماند در مقابل هیچ کس نباید سر تعظیم فرود آورد ولو در مقابل خداوند متعال. فلذا این خیالبافی شاعرانه و تصورات جاهلا نه او را از همه اوامر متعبدانه دور ساخته و مانعش می شود که او در مسیر سعادت خویش گام بردارد. این همان وصفی است که وقتی در ابلیس ظاهر و آشکار شد در مقابل دستور صریح خداوند سر باز زد و حاضر نشد امر الهی را در سجده بر آدم امتثال نماید.
تسویف (واگذاری امور به آینده)
برخی از جوانان با توجه به اینکه چند سالی است که وارد سن تکلیف شده و در مقابل تعالیم و دستورات دین مکلف می باشند و بر آنها واجب است که به احکام دینی گردن نهند ولی با این توجیهات که ما هنوز جوانیم و تازه اوایل عمر ماست و بهانه هایی از این قبیل اعمال دینی را ترک می کنند. جوان در بسیاری از مواقع نماز نخواندن خود را این چنین توجیه می کند که من بعدا می خوانم یا قضای آن را به جا می آورم. عمر طولا نی در پیش است پس می توان اعمالی که امروز از من ترک می شود در سنین پیری و زمان بیکاری انجام داد یا توبه کرد. بنابراین عملی که در آینده قابل جبران باشد و از طرفی مغفرت و بخشش الهی آن را شامل گردد جای نگرانی نیست.
ضعف اعتقادی
عامل دیگری که در روحیه جوانان می تواند تاثیر زیادی را بگذارد باورهای دینی و تقویت روحیات مذهبی است که بخش عمده این مسوولیت برعهده مبلغان دینی می باشد. امروزه بخش عظیمی از جوانان که بهترین و مهم ترین، قشر جامعه محسوب می شوند از ضعف اعتقادی رنج می برند. در کتب درسی خوانده اند که خدا و قیامتی هست و مسائل دینی تا حدودی به آنان گفته شده و لیکن به باور و یقین نرسیده است. اصول اعتقادی را به صورت مستدل و متقن فرا نگرفته بلکه اصول را چون فروع مقلدانه باور دارد. تعالیم دین را با انگیزه و اعتقاد انجام نمی دهد و بیش از آنکه با درایت و بینش همراه باشد با احساس و عاطفه با امور دینی برخورد دارد. این ضعف در عقیده و عدم استواری آن بر پایه منطق موجب می گردد که جوان به مسائل دینی آن اهمیت خاص را قائل نباشد یا پای بند کامل به تعالیم دینی را نداشته باشد. به همین جهت بسیار دیده می شود که بعضی از افراد، نماز خواندنشان موسمی وفصلی است.این نیست مگرازضعف اعتقادی فرد وتا این ضعف جبران نگردد، مشکل فوق قابل حل نخواهد بود.
رفتار نامناسب مبلغان دینی
ابتدا این نکته را متذکر شوم که منظور از عنوان مزبور، انکار یا زیر سوال بردن مبلغان متعهد و متدین خصوصا روحانیون وارسته ایی که حیات خویش را صرف تبلیغ دین نموده اند نیست بلکه توجه دادن به این نکته است که باید برخورد با جوانان بسیار با ظرافت و دقت انجام گیرد. چون چه بسا جوانانی که مقید به موازین دینی باشند ولی با یک عکس العمل فردی که لباس دین بر تن کرده است از دین بیزار گردند. تحقیقات و نظرسنجی ها گویای این حقیقت است که برخی از جوانان به خاطر دوستی و صمیمیت و ارتباط نزدیکی که با طلا ب و روحانیون خصوصا طلبه جوان پیدا کرده که باید از آن به عنوان یک پدیده میمون و مبارک نگریست رفتاری را مشاهده می کنند یا سخنانی را می شنوند که موجب سستی و وهن آنها از دین می گردد. به عنوان مثال اگر جوانی مشاهده کند که یک روحانی در محفلی نشسته و مشغول صحبت و احیانا غیبت دیگران است و توجهی به نماز در اول وقتش ندارد یا در رفتار با کسی تندی می کند این اعمال، تاثیر منفی اش را بر روحیه دیگران باقی می گذارد. این هم عاملی است که برخی از جوانان بیان می دارند. علا وه بر موارد دهگانه ایی که بیان شد عاملی چون مشکلا ت مادی، کاستی در تبلیغات، نداشتن مشوق، مشکل ازدواج، وجود آلودگی اخلا قی برخی از محیط های محلی، عدم جاذبه کافی مساجد و مکان های عبادی و عدم رعایت مسائل بهداشتی در مساجد و نمازخانه ها از دیگر عواملی هستند که در ترک و رویگردانی یا کم توجهی نوجوانان و جوانان به مسائل عبادی خصوصا نماز تاثیر بسزایی دارند که باید در رفع و حل آن کوشا بود.

نتیجه گیری :

کانون خانواده اولین و بهترین مدرسه ای است که نسل های جوامع بشری از آنجا رشد می یابند بنابراین اگر والدین یا مربیان خانواده افراد مدیر و با مسوولیتی باشند قطعا کانون خانواده محیط سالمی برای تعالی و رشد افراد آن خانواده خواهد بود و بالعکس اگر مربی خانواده انسان غیرمسوول و بی قید و شرطی باشد قطعا افرادی که از آن خانه وارد اجتماع می شوند انسان های مفیدی برای اجتماع نخواهند بود و به همین خاطر دین مسوولیت سنگین و خطیری را برعهده خانواده گذاشته و ادب و تربیت فرزند را به عنوان بهترین عمل صالح وارثی ماندگار یاد کرده است. در نصوص و روایات که از ائمه معصومین (علیهم السلا م) و رسول گرامی اسلا م (صلی الله علیه وآله و سلم) به ما رسیده بخش عمده ای از آن را احادیث اخلا قی و تربیتی تشکیل می دهد که توجه به آنها می تواند تاثیر بسزایی در تربیت دینی فرزندان ایران اسلا می داشته باشد.

 

بی‏میلی و بی‏رغبتی و عدم توجه در نمازمعلول عوامل متعددی بود كه ذكر شد كه به طور خلاصه اهم آن را مي توان :الف)نشناختن نماز و اهمیت و سر نهفته در آن. ب) عدم شناخت و توجه کافی نسبت به معبود؛ یعنی هموکه در نماز با او سخن می‏گوییم. ج) اشتغال ذهن وفکر و اندیشه و تعلق قلب به دنیا و مسائل مادی برشمرد اما به راستي راه حلي براي برطرف كردن اين عوامل وجود دارد ؟ توجه به چه محسناتي مي تواند ما را در راه علاقمند شدن به اقامه نماز كمك كند ؟

چگونه می‏توان به نماز بیشتر علاقه مند شد

1- دقت در انجام مقدمات نماز؛ مانند وضوی با معنویت، انجام مستحباتی چون اذان،اقامه و ... 2- گزینش مکان مناسب، دوری ازجاهای شلوغ و پرسروصدا و دوری از هرچه موجب انحراف توجه از خداوند شود.3 – گزینش وقت مناسب و تا آن جا که ممکن است اول وقت خواندن نماز. 4 - تا حد امکان در مسجد و با جماعت نماز خواندن 5 - نماز را با اشتیاق و با طمانینه و با دقت در مفاهیم و معانی آن خواندن. 6عدم توجه به اطراف واطرافیان، در حال ایستاده به مهر نگریستن و در رکوع پایین پا و در تشهد به دامن خود نظر نمودن. 7 - تخلیه دل از حب دنیا وامور دنیوی و آن را مالامال از عشق خداساختن. 8-ضبط قوه خیال. توضیح:پرنده لجام گسیخته خیال چکاوکی است که هر آن بر شاخساری می‏نشیند. لذا همیشه افکارانسان به این طرف و آن طرف متوجه است و قرار و آرامی ندارد اما اگر آدمی با دقت و هوشیاری درکنترل آن بکوشد پس از چند صباحی رام و مطیع شده و به هر سو که اراده شود متوجه می‏گردد.بنابراین انسان باید درنماز از اول با قاطعیت بنا گذارد که تمام توجه خود را به سوی پروردگارمعطوف دارد و هرگاه طایر خیال از چنگ او گریخت بلافاصله آن رابه همان جهت برگرداند. 9 - توجه به عظمت و هیبت پروردگارو فقر وفاقه خود. بدیهی است اگر آدمی بداند با چه بزرگی روبه روست و خود در مقابل او هیچ بلکه عین احتیاج و فقر و فاقه است با تمام وجود و ذهن و اندیشه خاضع می‏گردد. 10 - مطالعه پیرامون کیفیت نمازهای اهل بیت(ع) همچنین مطالعه کتاب‏هایی چون ((آداب الصلوه یا پرواز درملکوت))امام خمینی) و ((اسرارالصلوه)) (میرزا جواد ملکی تبریزی) بسیار نافع است. 11-تمیز بودن بدن و لباس، مسواک زدن دندان و خالی
بودن معده درهنگام نماز نیز از مستحبات و موجب حضور بیشتر قلب است.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1392ساعت 8:23  توسط اموربانوان فرمانداری | 
 
سید جمال الدین اسدآبادی، بیدارگر شرق
 

18 اسفندروز بزرگداشت سید جمال الدین اسدآبادی است . به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب "سیدجمال کسی بود که برای اولین بار بازگشت به اسلام را مطرح کرد کسی بود که مساله حاکمیت را و خیزش و بعثت جدید اسلام را اولین بار در فضای عالم بوجود آورد....او مطرح کننده، به وجود آورنده و آغازگر بازگشت به حاکمیت اسلام و نظام اسلام است. این را نمی‌شود دست کم گرفت و سیدجمال را نمی‌شود با کس دیگری مقایسه کرد. در عالم مبارزات سیاسی، او اولین کسی است که سلطه استعماری را برای مردم مسلمان آن زمان معنا کرد قبل از سیدجمال چیزی به نام سلطه استعماری برای مردم مسلمان حتی شناخته شده نبود. او کسی بود که در ایران، در مصر، در ترکیه، در هند، در اروپا کلا در خاورمیانه در آسیا و در آفریقا سلطه سیاسی مغرب زمین را مطرح کرد و معنا کرد و مردم را به این فکر انداخت که چنین واقعیتی وجود دارد و شما می‌دانید آن زمان، آغاز عمر استعمار بود

روز بزرگداشت سید جمال الدین اسدآبادی

نگاهی به زندگی سید جمال الدین اسد آبادی 18اسفندماه روز بزرگداشت سیدجمال الدین اسدآبادی یکی ازپیشروان بیداری اسلامی دربین کشورهای اسلامی است. سید جمال‌الدّین اسدآبادی (متولدشعبان 1254 قمری برابرآبان1217خورشیدی  در اسدآباد همدان ایران ودرگذشته13145شوال هجری قمری برابر 19 اسفند1275) که از او با نام‌های جمال‌الدین الافغانی و سید محمد بن صفدر الحسین نام برده می‌شود. اندیشمند سیاسی و مبلغ اندیشه اتحاد اسلام بود. وی همچنین از اولین نظریه پردازان اصولگرایی اسلامی محسوب می‌شود.
اطلاعات اندکی درباره محل تولد و خانواده وی در دست است و محل تولد او همیشه محل اختلاف بوده‌است. با وجود لقب «افغانی» که او خود را با آن معرفی می‌نمود و با آن شناخته شده بود، وی ایرانی و شیعه و از مردم اسدآباد همدان بود.هرچند گروهی معتقدند که وی حنفی مذهب و از مردم اسعدآباد مرکز ولایت کُنَر افغانستان است. گمان می‌رود که سیدجمال‌الدین صلاح نمی‌دانسته کسی به هویت وی پی ببرد به طوری که گاهی به جای اسدآبادی، اسعدآبادی امضا می‌نموده است.شیخ محمد عبده مصری شاگرد سید جمال الدین و مترجم کتاب نیچریه وی به زبان عربی، در مقدمه ترجمه کتاب می‌نویسد، سید جمال الدین ایرانی بود ولی به دو علت خود را افغانی معرفی می‌نمود: اول اینکه بتواند در کشورهای عربی خود را سُنّی معرفی کند و به هدف‌هایش برسد. دوم اینکه خود را از دست مقررات سختی که دولت ایران برای اتباعش در خارج قرار داده بود برهاند.
سیدجمال الدین اسدآبادی که هدف اصلی اش در تمام عمر، اتحاد اسلام و وحدت مسلمین بوده، بعد از سالیان متمادی فعالیت و تلاش، می‌توان عنوان داشت که در چند مورد تحول و انقلابی آفرید.
· به فراموشی سپردن مایه‌های اختلاف و موارد نزاع میان سُنّیان و شیعیان با طرح مبارزه با استعمار و استبداد و تلاش در احیای اسلام و عزت مسلمین .
· انتقال بعضی نظرات کلیدی تشیع به برخی علمای تسنن و تسرّی به حوزه‌های بزرگی چون الازهر مصر.
· ترویج نوعی ملی گرایی مثبت، که در عین وحدت مسلمین، به حفظ استقلال ملی در سرزمین‌های اسلامی در برابر استعمار مربوط می‌شود.
در مجموع آنچه از اندیشه‌های وی پس از سالها تلاش به عنوانی میراثی باقی ماند را می‌توان چنین برشمرد.
· اعتقاد به توانائیهای ذاتی دین اسلام، برای رهبری مسلمانان و تأمین نیرومندی و پیشرفت آنان .
· مبارزه با روحیه تسلیم، گوشه نشینی و بی حرکتی.
· بازگشت به منابع اصیل اندیشه اسلامی.
· تبیین تعالیم اسلام به زبان روز و فراخواندن مسلمانان به یادگیری علوم جدید .
· مبارزه با استعمار و استبداد، به مثابه نخستین گام در راه نوزایی اجتماعی و فکری مسلمانان.
· تلاش در راه گسترش حضور روحانیت در مبارزات سیاسی و برداشتن مرزهای موهوم بین دیانت و سیاست بویژه در جوامع اهل تسنن.
سیدجمال الدین از اینکه عمده تلاشهای خودرا صرف اصلاح سلاطین وحاکمان کشورهای اسلامی نمود وکمتربه مردم متکی شد خودش را اینگونه نقد می کند:
"افسوس می‌خورم از اینکه کِشته‌های خود را ندرویدم... ای کاش من تمام افکار خود را در مزرعه مستعد افکار ملت کاشته بودم. چه خوش بود تخم‌های بارور و مفید خود را در زمین شوره زار سلطنت فاسد نمی‌نمودم. آنچه در آن مزرعه [مردم] کاشتم به ثمر رسید و هر چه در این کویر [سلاطین و نخبگان حکومتی] غرس نمودم فاسد گردید."

*********************************


سید جمال الدین که در سن ۱۸ سالگی در اکثر علوم رایج در آن زمان به مقام عالی رسید. بعد به هندوستان و حجاز و مکه سفرهایی کرد و سرانجام به افغانستان مراجعت نمود. ودر آنجا شریک اسرار دوست محمد خان امیر افغانستان شد. در جنگ هرات نیز همراه او بود. سپس به مصر رفت و با دانشمندان آنجا همنشین شد. او در مصر به خاطر دانش و کمالاتش بسیار معروف شد و در جامع ازهر منطق و فلسفه درس می‌داد. شیخ محمد عبده و گروهی از فضلای مصر در کلاس او حضور داشتند.

سید جمال در ۱۲۵۴ هجری قمری، بنا به دستور شیخ انصاری عازم هندوستان شد و ضمن آشنایی با علوم جدید، سعی کرد تا مردم و خصوصاً مسلمانان را علیه استعمار انگلستان بسیج کند.

در مصر با استقبال برخی مقامات دولتی روبرو شد و شروع به تدریس و تبلیغ کرد. بسیاری از نویسندگان و روشنفکران مصر از او بهره بردند و شیخ محمد عبده مفتی بزرگ مصر او را همچون استاد خود می‌دانست. در تحولات سیاسی مصر نقش موثر داشت و به همین دلیل پس از مدتی به کوشش نمایندگان خارجی که منافع خود در مصر را در خطر می‌دیدند او را از مصر بیرون کردند و به هند رفت. مدتی او را در کلکته زیر نظر حکومت انگلیسی هند نگاه داشتند و بعد که اجازه یافت از راه دریای سرخ به اروپا رفت.

در لندن و پاریس مورد توجه مقامات سیاسی اروپا بود. در پاریس با همکاری شیخ محمد عبده به انتشار روزنامه عروه الوثقی مبادرت نمود. که فقط ۱۸ شماره از آن منتشر شد. با نشر مقالات اندیشه‌های خود در مورد اتحاد اسلام را می‌پراکند. بالاخره به حجاز سفر کرد و از بوشهر به ایران وارد شد و به تهران رفت و در خانه حاجی محمد حسن امین‌الضرب ساکن شد.

چند بار با ناصرالدین‌شاه ملاقات کرد و از ضرورت قانون گفت ولی شاه سخنان او را نپسندید و پس از مدتی امر به اخراج او از ایران کرد. از راه مازندران به قفقاز و بعد به مسکو و پترزبورگ رفت. در سفری که به مونیخ رفت با ناصرالدین‌شاه و امین‌السلطان ملاقات داشت و به دعوت آنان دوباره به ایران بازگشت. مدتی در شاه‌عبدالعظیم بود که باز به دستور شاه با افتضاح او را بیرون کردند. به بغداد و بصره سپس به اروپا رفت.

سلطان عبدالحمید او را به استانبول دعوت کرد و امیدوار بود از نفوذ او برای اداره کشورهای اسلامی امپراتوری عثمانی بهره گیرد.

در استانبول میرزا آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی و خبیرالملک به تشویق او به نشر مطالب علیه شاه و اتابک پرداختند. پس از کشته شدن ناصرالدین‌شاه به دست میرزا رضای کرمانی که از مریدان او بود، دولت ایران خواستار تحویل او شد ولی مقامات عثمانی نپذیرفتند.

او پس از مدتی از چشم سلطان افتاد و مواجب او را قطع کردند و با فقر زندگی می‌کرد تا این‌که به سرطان فک مبتلا شد و او را جراحی کردند و در ۱۲۷۵ هجری شمسی (۹ مارس ۱۸۹۷ میلادی) در استانبول درگذشت و در گورستان شیوخ دفن گردید. علاوه بر دیدگاه شماری از پژوهشگران، برخی از یاران سید هم عقیده دارند که سید توسط اعوان سلطنت قاجاری- در تلافی ضدیت با نظام قاجار و قتل ناصر الدین شاه -مسموم شده و به قتل رسیده‌است.

بنا به درخواست دولت افغانستان مبنی بر انتقال کالبد او، این درخواست از سوی دولت عثمانی مورد قبول واقع شد و درسال ۱۲۸۴ پیکر سید جمال‌الدین از استانبول به کابل منتقل شد و در دانشگاه کابل دفن گردید که با دفن تابوت او در این محل، نام دارالفنون به آنجا گذاشته شد و در زمان سلطنت محمدظاهرشاه درسال ۱۳۱۱ سازه بلندی از سنگ آبنوس سیاه بالای آن گردید.


***************************************************************

 مقام معظم رهبری درباره سید جمال الدین اسدآبادی می فرمایند:

"سیدجمال کسی بود که برای اولین بار بازگشت به اسلام را مطرح کرد کسی بود که مساله حاکمیت را و خیزش و بعثت جدید اسلام را اولین بار در فضای عالم بوجود آورد....او مطرح کننده، به وجود آورنده و آغازگر بازگشت به حاکمیت اسلام و نظام اسلام است. این را نمی‌شود دست کم گرفت و سیدجمال را نمی‌شود با کس دیگری مقایسه کرد. در عالم مبارزات سیاسی، او اولین کسی است که سلطه استعماری را برای مردم مسلمان آن زمان معنا کرد قبل از سیدجمال چیزی به نام سلطه استعماری برای مردم مسلمان حتی شناخته شده نبود. او کسی بود که در ایران، در مصر، در ترکیه، در هند، در اروپا کلا در خاورمیانه در آسیا و در آفریقا سلطه سیاسی مغرب زمین را مطرح کرد و معنا کرد و مردم را به این فکر انداخت که چنین واقعیتی وجود دارد و شما می‌دانید آن زمان، آغاز عمر استعمار بود چون استعمار در اول نشرش در این منطقه اصلا شناخته شده نبود و سیدجمال اولین کسی بود که آن را شناساند. این‌ها را نمی‌شود دست کم گرفت. مبارزات سیاسی سیدجمال چیزی است که قابل مقایسه با هیچیک از مبارزات سیاسی افرادی که حول و حوش کار سیدجمال حرکت کردند نیست."

(مصاحبه حضرت آیت الله خامنه ای با روزنامه جمهوری اسلامی درتاریخ 30خرداد1360)مقام معظم رهبری در خطبه دوم نماز جمعه 15بهمن89 نیز به نقش بزرگ سید اشاره کردند و فرمودند:

"سید جمال‌الدین بزرگ، آن مرد اسلام‌خواه، شجاع، مبارز، بزرگ، بهترین جائى را که براى مبارزات خود توانست پیدا کند، مصر بود؛ بعد هم شاگردان او، محمد عبده و دیگران و دیگران.حرکات اسلام‌خواهى در مصر یک چنین سابقه‌اى دارد. "


شهید مطهری نیز درباره سید در کتاب بررسی نهضت های اسلامی در صد ساله ی اخیر می فرمایند

"بدون تردید سلسله جنبان نهضت های اصلاحی صد ساله ی اخیر، سید جمال الدین اسد آبادی معروف به افغانی است. او بود که بیدار سازی را در کشورهای اسلامی آغاز کرد، دردهای اجتماعی مسلمین را با واقع بینی خاصی بازگو نمود، راه اصلاح و چاره جویی را نشان داد... نهضت سید جمال، هم فکری بود و هم اجتماعی. او می خواست رستاخیزی هم در اندیشه ی مسلمانان به وجود آورد و هم در نظامات زندگی آنها... سید جمال در نتیجه ی تحرک و پویایی، هم زمان و جهان خود را شناخت و هم به دردهای کشورهای اسلامی - که داعیه ی علاج آنها را داشت دقیقا آشنا شد. سید جمال مهمترین و مزمن ترین درد جامعه ی اسلامی را استبداد داخلی و استعمار خارجی تشخیص داد و با این دو به شدت مبارزه کرد. آخر کار هم جان خود را در همین راه از دست داد. او برای مبارزه با این دو عامل فلج کننده، آگاهی سیاسی و شرکت فعالانه ی مسلمانان را در سیاست واجب و لازم شمرد و برای تحصیل مجدد عظمت از دست رفته ی مسلمانان و به دست آوردن مقامی در جهان که شایسته ی آن هستند، بازگشت به اسلام نخستین و در حقیقت حلول مجدد روح اسلام واقعی را در کالبد نیمه مرده ی مسلمانان، فوری و حیاتی می دانست. بدعت زدایی و خرافه شویی را شرط آن بازگشت می شمرد، اتحاد اسلام را تبلیغ می کرد و دست های مرئی و نامرئی استعمارگران را در نفاق افکنی های مذهبی و غیر مذهبی می دید و رو می کرد."

**********************************************

میراث سید جمال الدین اسدآبادی

سید جمال، پس از عزیمت از فرانسه به انگستان رفت و در آنجا یک چند کوشید تا با تبلیغ عقاید خود و به میانجی گری «ویلفرید بلنت» (Wilfrid Blunt) نویسنده ی «عرب دوست» انگلیسی، سیاست انگلیس را به سود مسلمانان خاصه مصریان دگرگون کند، ولی کامیاب نشد. از انگلستان رهسپار ایران گشت و از ایران به روسیه رفت. پس از بازگشت به ایران به مبارزه ای دلیرانه بر ضد استبداد ناصرالدین شاه برخاست و در آگاهاندن مردم ایران و رسوا کردن سیاست استعماری روس و انگلیس کوشید.
کارنامه ی زندگی سید در ایران شاید درخشانترین فصل داستان مجاهده ی او در راه آزادی ملتهای اسلامی باشد، زیرا در قرن سیزدهم هجری کمتر کشور اسلامی همچون ایران در گمراهی و بی خبری سیاسی به سر می برد و اگر میزان تأثیر یکایک رهبران سیاسی و فکری ایران آن روزگار را در بیداری مردم با هم بسنجیم، بی گمان سید جمال بیش از هر رهبر دیگر در این بیداری مؤثر بوده است.
پس از آنکه از ایران بیرون رانده شد به عراق و سپس انگلستان رفت و مبارزات خویش را برضد ناصرالدین شاه از سرگرفت. سرانجام به دعوت سلطان عبدالحمید به استانبول رفت و گرفتار دسائس او شد. و عملاً در آن شهر زندانی بود، تا آنکه در روز پنجم شوال 1314مطابق نهم مارس 1897درگذشت.
عناصراصلی میراث سید جمال الدین برای جهان اسلامی به نحو عام و جهان عرب به نحو خاص عبارت بود از: نخست اعتقاد به توانایی ذاتی دین اسلام برای رهبری مسلمانان و تأمین نیرومندی و پیشرفت آنان. دوم مبارزه با روحیه ی تسلیم به قضا و قدر وگوشه نشینی و بی جنبشی. سوم بازگشت به منابع اصلی فکر اسلام. چهارم تفسیر عقلی تعالیم اسلام و فرا خواندن مسلمانان به یاد گرفتن علوم نو و پنجم مبارزه با استعمار و استبداد به عنوان نخستین گام در راه رستاخیز اجتماعی و فکری مسلمانان.
سید را در مورد مبارزه با استعمار باید رهبری مبدع دانست. ولی درباره ی جنبه های دیگر فکر اجتماعی اسلامی، کسان دیگری پیش از او مانند طهطاوی و مدحت پاشا، به درجات گوناگون، برای عربان و ترکان سخن گفته بودند، لیکن هیچ یک از رهبران طراز اول اصلاح فکر دینی و اجتماعی در دوره زندگی سید به اندازه ی او در راه پیکار با استعمار و استبداد رنج نبرد و نیز همچون او جاذبه ی شخصی و نفوذ کلام نداشت. و راز محبوبیت و اهمیت او در تاریخ فکر معاصر اسلامی همین بوده است. سید محمد محیط طباطبایی در این باب نوشته است:
«سید جمال الدین در فلسفه مشائی به میرزا ابوالحسن جلوه، و در حکمت اشراق به «حکیم قمشه ای» نمی رسید، و در معرفت به مبنای حقوق و قوانین اروپا، توسعه ی نظر و اطلاع میرزا ملکم خان را نداشت، و در ریاضیات قدیم به میرزا محمدعلی قاضی یا میرزا عبدالغفار اصفهانی نمی رسید، و زبان فرانسه را محمد حسن خان اعتماد السلطنه از او بهتر می دانست، و میرزا حسنعلی خان خط و انشاء فارسی را بهتر از او می نوشت، و میرزا محمد حسین فروغی در نثر و شعر فارسی از او استادتر بود، و عربی را شیخ محمد عبده مصری و ادیب اسحق لبنانی بهتراز او می نوشتند، ولی در وجود او سری مکتوم بود که من حیث المجموع در وجود کلیه ی افراد نامبرده یافت نمی شد. سید بی آنکه در اروپا درس خوانده یا در یک کشور آزاد راقی به سربرده باشد، در طی اقامت محدود اول خود در اسلامبول و ارتباط با پیشاهنگان نهضت فرهنگی و اجتماعی عثمانی و با استفاده از زبان ترکی و مراجعه به ترجمه های مختلفی که از فرانسه در مصر و عثمانی به عربی و ترکی شده بود، به حقیقتی آشنا شد که دیگران با وجود فضایل علمی و ادبی مکتسب به درک آن موفق نشده بودند».(1)

پی نوشت ها :

1. سید محمد محیط طباطبایی، «نقش سید جمال الدین در بیداری مشرق زمین»، ص 49-50

* نکته های اصلی مربوط به زندگینامه ی عبده را از این کتابها به ویژه کتاب امین گرفته ایم (منابع شناخت اندیشه های او را جداگانه در جای خود یاد خواهیم کرد):
1. محمدرشیدرضا، «تاریخ الاستاذالامام»، مطبعه ی منار، قاهره (1931).
2. مقالات «ملخص سیره الاستاذ الامام» و «تتمه سیره الاستاذالامام» درمجله ی «المنار»، ج8، شماره هیا 9، 11، 13، 14، 23، قاهره(1323).
3. احمدامین، «زعماء الاصلاح فی العصرالحدیث»، دارالکتاب العربی، بیروت (1948)
4. جمال محمد احمد، «مبانی روشنفکری ناسیونالیسم مصری»، لندن 1960. (Jamal Muhammad Ahmed, The Intellectual Origins of Egyption Nationalism, Oxford University Press, London, 1960)
5. سی. سی. آدامز، «اسلام و نوخواهی در مصر» (C. C. Adams, Islam and Modernism in Egypt, op. cit)
منبع: عنایت، حمید؛ (1370)، سیری در اندیشه سیاسی عرب: از حمله ناپلئون به مصر تا جنگ جهانی دوم، تهران: انتشارات امیرکبیر، چاپ هفتم 1389.


http://www.khabaronline.ir/detail/339768/weblog/moazzen

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1392ساعت 10:18  توسط اموربانوان فرمانداری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
وبلاگ امور بانوان فرمانداری اسدآباد با هدف اطلاع رسانی فعالیت های انجام شده در حوزه بانوان اسدآباد، آموزش مجازی در راستای ارتقای توان مدیریتی بانوان و آموزش مهارت های لازم زندگی و دریافت انتقادات و پیشنهادات مردم شریف اسدآباد در جهت ارتقای کیفیت و کمیت امور مربوط به حوزه بانوان ایجاد شده است. لذا از همه بزرگواران و صاحبان اندیشه تقاضا داریم با ارائه ایده ها و پیشنهادات خود در انجام این مهم مساعدت نمایند.

نوشته های پیشین
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
آرشيو
آرشیو موضوعی
اخبار
گزارش عملکرد
مقالات
زلال احکام
آیین انتظار
حجاب سند عاشقی و اطاعت از فرمانده هستی
آموزش رایانه
انتخاب همسر
آیین همسرداری
آیین تربیت فرزند
شعر
متن ادبی
تلنگر
حقوق و قوانین
پرسش و پاسخ
هنر خانه داری
سلامت
مناسبت ها
ورزش
معرفی کتاب
پیوندها
سایت مقام معظم رهبری
پایگاه درسهایی از قرآن
کتابخانه اندیشه قم
سایت استانداری همدان و دفتر امور بانوان
مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری
به دخت پایگاه تخصصی زنان و دختران
پایگاه خبری تحلیلی زنان پرس
پایگاه خبری زنان نیوز
پایگاه تحلیلی خبری زنان
خانوم گل
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM